الفيض الكاشاني
435
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
برترين مقامات باشد ؛ و نيز مفهوم حديث اين است كه دوستدار دنيا در صدد دشمنى با خداست . در خبرى از طريق اهل بيت ( ع ) آمده است : « زهد و پرهيزگارى هر شب در دلها به گردش در مىآيند اگر با دلى كه در آن ايمان و شرم باشد برخورد كردند در آن جاى مىگيرند و گرنه كوچ مىكنند . » « 23 » هنگامى كه حارثه به پيامبر خدا ( ص ) عرض كرد : من براستى مؤمنم ، فرمود : حقيقت ايمان تو چيست ؟ عرض كرد : نفس من از دنيا بيزار ، و سنگ و زر آن در نظرم يكسان است و چنانم كه گويا بهشت و دوزخ را مىبينم و عرش پروردگار را آشكارا مشاهده مىكنم . پيامبر ( ص ) فرمود : « بر همين حال باش ، اين بندهاى است كه خداوند دلش را به نور ايمان روشن ساخته است . » « 24 » اكنون بنگر كه چگونه پيامبر ( ص ) در اين كلام بيان حقيقت ايمان را با بيزارى نفس از دنيا آغاز و آن را با يقين همراه كرد ، و چگونه آن حضرت رفتار حارثه را نيكو شمرد و فرمود : « بندهاى است كه خدا دلش را به نور ايمان روشن كرده است . » هنگامى كه از پيامبر خدا ( ص ) دربارهء معناى « شرح » در آيهء : فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ « 25 » پرسيدند و گفتند : اين « شرح » چيست ؟ فرمود : « چون نور وارد قلب شود به سبب آن سينه باز و گشوده مىشود . » عرض شد : اى پيامبر خدا ! آيا براى آن هيچ نشانهاى هست ؟ فرمود : « آرى دورى گرفتن از سراى فريب و بازگشتن به سراى جاويد و آماده شدن براى مرگ پيش از رسيدن آن . » « 26 » بنابراين بنگر كه چگونه پيامبر خدا ( ص ) زهد را شرط اسلام قرار داده و آن دورى گرفتن از سراى فريب است . و نيز فرموده است : « از خداوند چنان كه بايد شرم كنيد . » عرض كردند : ما از او شرم مىكنيم . فرمود : « چنين نيست ، شما چيزى بنا مىكنيد كه در آن سكنا نمىكنيد و چيزى
--> ( 23 ) عراقى گفته است : مأخذى براى آن نيافتم . مىگويم : در التّحف ، ص 373 از امام صادق ( ع ) چنين نقل شده است : « توانگرى و عزّت در گردشند چون بر محلّ توكّل دست يابند در آن جا اقامت مىكنند . » ( 24 ) طبرانى ؛ كافى كلينى به نحو مبسوطتر ، 2 / 53 . ( 25 ) انعام / 125 : كسى كه خدا بخواهد هدايت كند سينهاش را براى ( پذيرش ) اسلام گشاده مىسازد . ( 26 ) مستدرك حاكم ، 4 / 53 .